![]() |
![]() |
|
| یکی برای همه , همه برای یکی !!! |
|
فزونی، زاده کمی سود خود خود را چه شماری ؟ که زیانکاری ! ره نیکان چه سپاری؟ که گرانباری
تو به خوابی ، که چنین بی خبری از خود خفته را آگهی از خود نبوّد ، آری
بال و پر چند زنی خیره، نمی بینی ؟ که تو گنجشک صفت در دهن ماری
بر بلندی چو سپیدار چه افزایی ؟ بارور باش تو نخلی، نه سپیداری
چیست این جسم که هر لحظه کشی بارش؟ چیست این جیفه که چون جانش خریداری؟
طینت گرگ بر آن شد که بیازارد ز گزندش نرهی گرش نیازاری
اهرمن را سخنان تو نترساند که تو کردار نداری ، همه گفتاری
به زبونی گرویدی و زبون گشتی تو سیه طالع این عادت و هنجاری
دل و دین تو ربودند و ندانستی دین چه فرمان دهدت ؟ بنده ی دیناری
غم گمراهی و پستی نخوری هرگز ز ره نفس اگر پای نگه داری
ماند آنکس که به جا نام نکو دارد تو پس از خویش به نیکی چه به جا داری ؟
تا که سرگشته ی این پست گذرگاهی هرچه افلاک کند با تو ، سزاواری
دامن آلوده مکن ، چونکه ز پاکانی بنده ی نفس مشو،چونکه ز احراری
جان پاک سپرده است به تو ایزد همچنان پاک ببایدش که بسپاری
وقت بس تنگ بود ، ای سره بازرگان کاله ی خود بخر اکنون که به بازاری
سپر و جوشن عقل از چه تبه کردی ؟ تو به میدان جهان از پی پیکاری
بود بازوت توانا و نکوشیدی کاهلی بیخ تو برکند ، نه ناچاری
چرخ دندان تو بشمرد نخستین روز چه به هیچش نشماری و چه بشماری
کمتری جوی گر افزون طلبی ، پروین که همیشه ز کمی خواسته بسیاری پروین اعتصامی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 19:40 توسط حاج احمد |
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 12:13 توسط حاج احمد |
|
|
بازم سلام مساله دیگه ای که هست اشباع شدن این سیستم ِ ! هر لایه از این مجموعه توانی از 2 هست . یعنی : (^ علامت توان ) ۰^۲=1 ۱^۲=2 ۲^۲=4 ۳^۲=8 . . . همین که به لایه های پایین تر(توان بالا تر) پیش میریم تعداد زیر مجموعه ها بیشتر و بیشتر میشن تا به لایه 30ام برسیم . تقریباً 1 میلیارد=۳۰^۲ تقریباً 2 میلیارد=۳۱^۲ تقریباً 4 میلیارد=۳۲^۲ تقریباً 8 میلیارد=۳۳^۲ تقریباً 16 میلیارد=۳۴^۲ محاسبات بالا نشون دهنده اینه که در لایه 32 وم4 میلیارد و در لایه 33 وم 8 میلیارد زیر مجموعه باید داشته باشیم ، در واقع واسه پر کردن لایه 33وم باید : ۴ = ۴-۸ میلیارد نفر آدم جذب بشه که که مسلماً این رقم دست نیافتنی ِ ! یادمه این موضوع رو با دوست عزیزم در میون گذاشتم و اون در جواب بهم گفت که چون ورود به این شرکتا محدودیت سنی داره (18 سال به بالا) همیشه نیروی کافی واسه جذب شدن به این شرکتا وجود داره یعنی هر سال یه سری آدم به سن 18 سال می رسن و میتونن عضو این شرکت بشن ! اون موقع با این جواب که به نظرم منطقی و معقولانه اومد قانع شدم اما وقتی بیشتر در موردش فکر کردم دیدم نوچ (!)، به همین راحتی هام نیست و من با یه دروغ نسبتاً پیچیده فریب خوردم ، چرا ؟ الان توضیح میدم . آمار زیر پیش بینی جمعیت جهان در آینده رو نشون میده :
با یه حساب سر انگشتی(حتی بدون توجه به جدول) میشه فهمید این سیستم چه محدودیت سنی داشته باشه چه نداشته باشه در هر صورت اشباع میشه ! به فرض که لایه 33وم هم پر بشه ( که بعیده ! ) واسه پر شدن لایه 34 ام یه چیزی حدود ۸ = ۸-۱۶ میلیارد آدم باید جذب بشه که اگه جمعیت حال حاضر جهان 2 برابر هم بشه بازم کفاف این سیستم رو نمیده ! پس یعنی این یه جایی این سیستم اشباع میشه و سرعت رشد هرم از سرعت رشد جمعیت بیشتر میشه . اشباع شدن همانا و شکست این سیستم همانا ، اشباع شدن همانا و له شدن افراد در لایه های پایین تر همانا ! ضایع شدن حق افراد پایین تر دلیل خوبی واسه حرام بدون درآمد حاصل از این شرکتا ی هرمی ِ ! تازه این نکته رو فراموش نکنید که من دارم در مورد یه شرکت صحبت میکنم در صورتی که همه میدونن ده ها یا صدها شرکت دیگه هم هستن که دارن هم زمان کار میکنن ! و اما بریم سراغ اینکه دلیل اصلی من واسه اینکه گفتم محدودیت سنی یه جور دروغ ِ پیچیدس چیه ؟ در واقع این دوستان نتورکر اومدن و مبداء رو تغییر دادن و 18 سال مبداء جلو کشیدن ،همین ! چه فرقی می کنه یه نوزاد از همون بدو تولد عضو شرکت بشه یا 18 سال بعد ؟ (این فقط یه مثاله و کاری با درک وفهم ندارم ! ) بزارید یه جور دیگه توضیح بدم ، فرض کنید توی سال 2010 مثلاً 1 میلیون بچه به دنیا بیاد ، این 1 میلیون بچه 18 سال بعد یعنی سال 2028 می تونن وارد این شرکت هرمی بشن . خیلی روشنه، فقط ورود این آدما 18 سال به تعویق افتاده ، که به تعبیر من مبداء سن رو که همون تولد هست تغییر دادن . یعنی فرض کردن که این بچه ها 18 سال بعد متولد میشن و از همون بدو تولد جذبشون می کنن ! و در نتیجه 1 میلیون نفر ، 18 سال بعد هم 1 میلیون نفره ! یه خورده به نظرم پیچیده میاد بازم اگه متوجه نشدید بگید تا توضیح بیشتری بدم ! |
||||||||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم بهمن 1388ساعت 12:57 توسط حاج احمد |
|
|
سلام
سلام
جواب این دو نظر خصوصی : سلام اول از همه بریم سراغ تبلیقات QuestNet که به تازگی اسپانسر AFC شده . دوستان می تونید این خبر رو از وبلاگ زیر مشاهده کنید . (جدیدترین پست وبلاگ) http://quest_qi.persianblog.ir/ وسطای پست با این جمله رو به رو میشید : "راستی کمپانیتونم که اسپانسر اصلی AFC شده عجب داستانیه ایران مجبوره آرم و اسم Quest net رو دور تا دور زمین فوتبال استادیوم ورزشی آزادی بزنه ! " حتی خود نتورکرها هم اعتراف دارن که ایران مجبوره تبلیغات QuestNet رو دور تا دور ورزشگاه یا هرجای دیگه بزاره ! در واقع این AFC ِ که تبلیغات رو مشخص میکنه نه فدراسیون فوتبال ایران و فدراسیون ایران موظف به اجرای اونه . البته خبرایی هست که ایران داره با AFC در مورد حذف این تبلیغات مذاکره می کنه ولی دقیقاً نمیدونم که به نتیجه رسیده یا نه ! در هر صورت وجود این تبلیغات به میل و خواسته ی فدراسیون فوتبال ایران نبوده و وجودش دلیلی بر مشروعیت این شرکت هرمی نیست ! زنگ تفریح : دوستان توی پست آخر اون وبلاگ ، طرف Home Page رو نوشته Hom Paig . ها...ها... بعد میان میگن کوئیست نه ، کوئست !!! ( مزاح کردم ، ما مثل بعضی ها ضعیف و بی منطق نیستیم که توی مطالب بگردیم و غلط املایی رو پیدا کنیم و اصل مطلب رو باهاش زیر سوال ببریم ! ) اما در مورد نظر خصوصی آخر : حالا شد،خوشم اومد بالاخره ما یه جواب منطقی از شما دیدیم !اما این جواب مربوط به بخش خیلی کوچیکی از مطالب من هست . ( البته شاید شرکت شما یه استثنا باشه ، تو همین 2 هفته اخیر داداشم رو 3-4 بار با هزار جور دوز و کلک به این شرکتا کشوندن ! ) خواهش میکنم به قسمت های دیگه ی مطالب هم جواب منطقی بدید ، که اگه ندید یعنی حرفای من کاملاً درسته و تا اونجایی که من میدونم فقط حرف حقّه که جواب نداره ، و حق هم پذیرفتنی ِ ! البته متاسفانه خیلی ها به راحتی از کنارش می گذرن ! پس لطفاً جواب بدید ، همین امروز برید و با بالا دستیاتون و هرکی که تو شرکتتون هست فکراتون رو رو هم بزارید و یه جواب درست و حسابی به من بدید ! |
||||||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 13:37 توسط حاج احمد |
|
||||||||||
|
دلایل نامشروع بودن شركت های هرمی ! نوشته حضرت آیت الله جعفر سبحانی "دام ظله" خطاب به یه آشنا ی عزیز : چرا بحث رو به حاشیه می کشونید ؟ به فرض که اسم غلط باشه ! حالا به قول شما کوئست یا کوئست وکیشن یا هر اسم دیگه ای ... ! اگه جواب منطقی در این مورد دارید بگید ! همیشه همینطور بوده تا کم میارید میرید سراغ حاشیه ! در هر صورت اصل مطلب یکیه و هیچ شکی در نامشروع بودن این شرکتا نیست ! حاضرم با هر کس که می خواد در این مورد بحث کنم !
ادامه : سر تا پای این شرکتا شده دروغ و کلاهبرداری و استدلال های بی منطق که باهاش عوام فریبی می کنن . وقتیم که به سوالی نمیتونن جواب بدن فوراً میرن تو حاشیه و گرد وخاک راه میندازن , که نمونش رو می تونید تو نظرات همین پست ببینید ! بزارید یه خورده بحث رو بازتر کنم : یکی از دوستای نزدیک و صمیمیم هم عضو یکی از همین شرکتای به اصطلاح نتورک مارکتینگ بود چند باری هم با هم در این مورد بحث کردیم و همیشه هم بحثمون بالا می گرفت ! هه, یادمه وقتی بهش گفتم این شرکتا هرمی هستن و از نظر شرعی مورد دارن می گفت شرکت ما هرمی نیست , باینری ِ ! حالا باینری چیه ؟ در واقع باینری سیستم اعداد در مبنای 2 هستش . یعنی هر نفر 2 تا زیر مجموعه داره و اون 2 تا هم هر کدوم 2 تا زیر مجموعه دارن که به همین ترتیب توی لایه های بعدی افزایش پیدا می کنن و پیش میرن که در این صورت دقیقاً همون هرم ایجاد میشه ، در وقع فقط اسمش رو عوض کردن همین ! با همین ترفند خیلی هارو تونستن فریب بدن ، هرم ،هرمه ! حالا چه مبنای 2 ، چه مبنای 6،چه مبنای 8،چه مبنای 16 و چه هر مبنای دیگه ای !
نکته ی دیگه ای که هست اینه که تو این شرکتا میان از شخصیت های بزرگ مذهبی ، سیاسی ، علمی واسه فریب آدما سوء استفاده می کنن . یادمه اون دوست عزیزم یک بار اشاره کرد که نوه ی فلان مرجع تقلید هم عضو یکی از همین شرکتا شده که مثلاً با این حرف فعالیت خودشون رو مشروع جلوه بدن و کارشون رو تصدیق کنن ! در این مورد 2 تا جواب دارم : 1 = اینکه این حرفا به هیچ وجه سندیت نداره و راست و دروغش معلوم نیست ! 2 = به فرض هم که راست باشه و واقعی ، شما قضاوت کنید این چه استدلالیه که توش یه نفر یه کاری رو میکنه و اون وقت به اسم یکی دیگه می نویسن . مگه غیر از اینه که هر کس مسوءل اعمال کردار خودشه ؟ دلیل نمیشه چون نوه ی فلان مرجع وارد این سیستم شد یعنی این سیستم مشروعه ! اگه اینطوری باشه اگه ما هم دوران حضرت نوح (ع) زنده بودیم ، اگه پسر نوح دست به هر کار خطایی میزد و گناهی مرتکب میشد ما هم باید همون کار رو می کردیم ، چرا ؟ چون پسر نوحه ؟ می خوام بگم هر کسی میتونه فریب بخوره حالا چه از بستگان مراجع باشه ، چه روحانی باشه ، چه دکتر چه مهندس چه ... نباید از مقام و جایگاه دیگران واسه فریب افکار عمومی و منافع شخصی استفاده کرد ! اما بریم سراغ اینکه نحوه ی دعوت و معرفی افراد به این شرکتا چه جوریه ؟ یادمه همون دوست عزیزم می گفت واسه دعوت کردن دیگران به این سیستم یه لیست از دوستان و آشنایان و بستگان درست می کنن و بعد با توجه به صمیمیت و اعتماد و ملاک هایی از این قبیل ، افراد رو اولویت بندی می کنن . بعد هم به ترتیب اولویت می رن سراغ اون آدما و بدون اطلاع خودشون و با عناوین مختلف و با دروغ و خلاصه با هزار زور و زحمت طرف رو به شرکت می کشونن و به قول خودشون پرزنتش می کنن ، خلاصه یه سری آدم میریزن رو سر اون بدبخت و مخش رو کار می گیرن ، جالب اینجاس که اون آدم حتماً باید تنها به شرکت بیاد ! اینجا 2 جور تا سوال پیش میاد : 1=چرا اون آدم باید تنها بیاد ؟ 2=چرا نباید اون آدم بدونه که داره به کجا دعوت میشه ؟ چرا با دروغ اون آدم رو به شرکت میارین ؟ این چه کاریه که پایه و اساسش دروغ و فریبه ؟ یادمه دوست گلم در جواب سوال دومم گفت که " اگه اون آدما بدونن کجا میان ، به خاطر تبلیغات منفی رسانه ها و افکار منفی مردم در این مورد از اومدن به شرکت منصرف میشن . " در واقع علناً دارن به جای طرف تصمیم میگرین و تعیین تکلیف میکنن ! همون دوست عزیز بهم می گفت بعضی ها هستن که پول لازم واسه ورود به شرکت رو ندارن ، بچه های شرکت هم واسه اینکه پول اون آدم رو جور کنن ، میرن تو خیابونا و پارکهای مختلف آب معدنی ، ساندویچ یا چیزای دیگه می فروشن و به خریدار می گن که پولش رو واسه نیازمند(!) میخوان، طرف هم دلش میسوزه و بهشون پول بیشتری نسبت به قیمت اصلی میده ، حتی یادمه یه بار می گفت یه پیره زنه بهشون 150 هزار تومان پول داده !!! (پیش خودش گفته خدای نکرده طرف یه مریضی یه بدبختی داره که به این کار افتاده ) . حالا سوال اینجاس که اگه اون پیر زن یا هر خریدار دیگه ای میدونست که این پول واسه فعالیت توی شرکتای هرمی و نامشروع صرف میشه ،بازم پول رو میداد ؟ ( دوستم این سوال رو بی جواب گذاشت ) در کل میدونید نحوه ی دعوت و در بعضی موارد نحوه ی فراهم کردن سرمایه مثل چی میمونه ؟ این که من از یه دختری خوشم بیاد D: بعد بدون هماهنگی با خودش و خانوادش پاشم برم خواستگاری ( البته اگه رام بدن ) ! وقتی هم که ازم پرسید : چرا این کار رو کردی ؟ بگم : چون میدونستم که بهم جواب رد میدی ! همه این حرفا به کنار آخه این چه شغلیه که سرمایه رو از مملکت خارج میکنن و در ازاش هیچ صنعتی وارد کشور نمیشه ؟! با این وضعی که این شرکتا پیش گرفتن اقتصادمون روز به روز ضعیف تر میشه و نتیجش هم فقر و اختلاف طبقاتی و هزار جور مشکل اجتماعی دیگه میشه که در این صورت مطمئنم اولین کسایی که به وضعیت شکایت میکنن اعضای همین شرکتان ! همین آدما میتونستن پولاشون رو روی هم بزارن و یه کار آبرومند و شرافتمندانه و بدون مشکل شرعی راه بندازن . یه کارگاه یا کارخونه راه بندازن که هم 4 تا بدبخت بیچاره دستشون بند بشه هم چرخ صنعت بچرخه و سودش به همه جامعه برسه . یادمه بازم اون دوست عزیزم در جواب این حرفم گفت : "وقتی فلان مسوءل مملکت میاد و علناً به مردم دروغ میگه چرا من باید نگران مملکت باشم ؟ " (در کل مضمون جوابش همچین چیزی بود) که بازم خودتون قضاوت کنید که این میتونه جواب منطقی واسه سوال من باشه ؟ به فرض که فلان مسوءل یه دروغی گفت و یه اشتباهی کرد چرا باید اینو به پای همه افراد جامعه نوشت ؟ باید اینو بدونیم که همه ما نسبت به سرمایه ای که داریم در مقابل خدا مسوءل هستیم و در واقع یه وسلیه ایم . باید سرمایه هامون رو تو راه خدمت به جامعه و تو راهی خرج کنیم که هم واسه خودمون هم واسه دیگران مایه خیر و برکت باشه . خُب دیگه فکر میکنم تا همینجا بس باشه .از دوستان دیگه هم دعوت میکنم اگه تجربه یا نظری در این مورد دارن توی بحث شرکت کنن ! خواهش میکنم اگه نقدی به حرفای من دارید یا اگه میخواید نظری بدید تا حد امکان بدون حاشیه و منطقی باشه تا بشه بحث رو به جایی رسوند ، که در غیر این صورت مثل خیلی از نظرای دیگه توی پستهای قبل نظراتتون بی جواب میمونه ! ببخشید که سرتون رو درد آوردم . ( خودمم سر درد گرفتم چه برسه به شما ) موفق باشید ! نظر خصوصی هم لطفا ندید ! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 13:42 توسط حاج احمد |
|
|
صفحه نخست پروفايل مدير وبلاگ پست الکترونيک آرشيو وبلاگ عناوين مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
چند تن از بکس سوم ریاضی مدرسه امام حسین . همه جور آدمی داریم :
خر خون + قاتل + شر خر + برنامه نویس + شیطون + طنز پرداز + فوتبالیست + خواننده +استاد دانشگاه + شاعر + فیلسوف + ... وجه مشترک همه ما اینه که همگی بریییییدیییم ! خسته شدیم ! به عالم و آدم هم میخندیم ( همه هم به ما می خندن ) .هیچ وقت به هم نارو نمیزنیم ! کسی وارد بکس ما شد دیگه نمیتونه ازمون دل بکنه ! حال کردی ؟ نه ؟ ××××××××××××× خداوندا ... اگر روزی بشر گردی ز حالم باخبر گردی پشیمان می شوی از قصه خلقت از این بودن از این بدعت خداوندا... نمی دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سر شار است. "دکتر شریعتی" ××××××××××××× (بهترین نمایش در Internet Explorer 7 ) |
| نوشته هاي پيشين |
|
بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 شهریور 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 |
| نويسندگان |
|
حاج احمد امير کبیر مهدی یاکوزا مهران ( Playb0y ) رضا مارمولک |
![]()
|
|